أبو علي سينا
42
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
استيشارها صورته أو بذل « 1 » الطّاعة . وقد نوّر بالعقل « 2 » جبلّته « 3 » ولعمر اللّه بذّ الملك بشر ثبّت عند مزاولة الشّهوة . فلم تزل قدمه عن موطئه « 4 » فيه وقصر عن البهيمة إنسيّ لم تف قواه بدرا شهوة ليستدعيه « 5 » . » ترجمه « اى برادران حقيقت ، دليرترين كس آن بود ، كه در كار فردا ، دلير بود بددلتر كسى ، آن بود كه بازمانده بود از كمال خويش . اى برادران ، عجب نبود كه فرشته از زشتى پرهيزد و بهيمه ، ميان نيكويى و زشتى ، تميز نكند ، بلكه شگفت از آدمي بود اگر عاصى شود و نافرمانى كند ، شهوت را در أو قوّتها و دواعى درست « 6 » ، كه أو را باز آن كشد « 7 » و اگر فرمانبردارى كند و طريق اصلح بورزد « 8 » أو را قوّت عقليست كه أو را بدان « 9 » دعوت كند و بدان رغبت نمايد ، و حقيقت ماننده بود به فرشتهء آدمي كه قدم ثابت دارد در شهوت و در غضب و قدم أو از حدّ اعتدال به نجنبد ، و از بهايم و انعام باز پس بود به مرتبهء آدمي كه قوّت غضبى بود و شهوانى در أو استيلاء دارد بر قوّت عامله نفس . » شرح اين فصل روشن است ، و بدان فصلها كه ما از پيش شرح كرديم ، روشنتر شده است . خواجه اشاره كرده است بدان كه ، آدمي تواند بود كه به مرتبه فرشتگان بود ، در طاعت خداى تعالى و اخلاق نيكو داشتن . و تواند بود
--> ( 1 ) - بذل لها . ( 2 ) - أصل بالحفل . ( 3 ) - أصل حبلته . ( 4 ) - موطيه . ( 5 ) - يستدعيه . ( 6 ) - درشت . ( 7 ) - كششد . ( 8 ) - برزد . ( 9 ) - به آن .